تجزیه و تحلیل دادهها فرایندی چند مرحلهای است که طی آن دادههایی که به طرق مختلف جمعآوری شدهاند؛ خلاصه، دستهبندی و در نهایت پردازش میشوند تا زمینه برقراری انواع تحلیلها و ارتباط بین دادهها به منظور آزمون فرضیهها فراهم آید. (خاکی، 1384، ص 305). در این فصل با استفاده از دادههای جمع آوری شده از نمونه آماری تحقیق که شامل 83 شرکت در دوره زمانی 1391-1381 میباشد، فرضیههای تحقیق مورد آزمون قرار میگیرند. روش آزمون فرضیات در مطالعه حاضر روش دادههای پانل میباشد که با بهره گیری از نرم افزار Eviews انجام شده است. در ادامه ابتدا به منظور کسب شناخت بیشتر درباره جامعه آماری و متغیرهای مورد مطالعه، خلاصه ای از آمار توصیفی متغیرهای تحقیق ارائه می گردد. سپس بر اساس طبقه بندی صورت گرفته در خصوص فرضیه های تحقیق، به گزارش آزمون فرضیهها و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل پرداخته می شود.
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

در این تحقیق تلاش گردید تا تاثیر تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی بر پایداری و محتوای اطلاعاتی سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گیرد.برای این منظور در فصل دوم این تحقیق به بررسی ادبیات موضوع تحقیق و مبانی نظری این حوزه پرداخته شد. همچنین در این فصل مطالعات انجام شده در زمینه تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی در خارج و داخل کشور به صورت گسترده مورد بررسی قرار گرفت. در فصل سوم و چهارم نیز جامعه آماری و نمونه تحقیق و شیوه استخراج آن ذکر گردیده،متغیر ها و نحوه محاسبه آنها به طور دقیق بیان و فرضیات تحقیق آزمون گردیده است.در فصل حاضر نیز تلاش می گردد تا خلاصه ای از تحقیق و نتایج بدست آمده از آن به صورت کامل ارائه شود. همچنین در این فصل پیشنهاداتی برای انجام تحقیقات آتی ذکر شده و محدودیتهای موجود در مسیر تحقیق حاضر ارائه خواهد شد.
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

در این تحقیق تاثیر تقاوت های سود حسابداری و مالیاتی بر پایداری و محتوای اطلاعاتی سود مورد بررسی قرار گرفت. دلایلی چند مبنی بر رابطه داشتن تفاوت ها با این دو معیار کیفیت سود وجود دارد.
از لحاظ رابطه تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی با مدیریت سود میتوان اظهار کرد: .هنگامی که شرکتی سود حسابداری جاری را بیش نمایی میکند، رشد مورد انتظار سود های حسابداری آتی کمتر خواهد شد زیرا (1) ارائهی بیش از واقع سودهای حسابداری جاری پایهای را که سود های حسابداری آتی باید رشد کنند افزایش میدهد، و (2) از آنجا که در بلند مدت سود های حسابداری به خالص جریان های نقدی نزدیک میشوند، بیش نمایی سود های جاری معمولاً کمنمایی سود های حسابداری آتی را بدنبال خواهد داشت. همین قضیه بطورعکس در خصوص کم نمایی سود های حسابداری صادق است. در مقابل، سود مالیاتی نوعاً بخش های اختیاری اقلام تعهدی که اغلب برای مدیریت کردن سود های حسابداری استفاده میشوند را در بر نمیگیرد. اینگونه اقلام تعهدیی یا طبق قانون مالیات غیر قابل قبولاند ، یا قابل قبول هستند اما طبق یک شکل یا فرمول خاص دیکته شده از سوی اداره مالیاتی تعدیل میشوند، و یا قابل قبول هستند اما فقط هنگامیکه رویداد واقعی اتفاق افتد. بنابراین، هنگامی که شرکتی سودهای حسابداری را بواسطهی اقلام تعهدی اختیاری مثبت بیش از واقع ارائه میکند سود مالیاتی کمتر از سود حسابداری خواهد شد. هنگامی که شرکتی سود های حسابداری را بواسطه اقلام تعهدی اختیاری منفی کمتر از واقع ارائه میکند تبعاً سود مالیاتی بیشتر از سود حسابداری خواهد شد. بالنتیجه، از آنجاییکه بیشنمایی یا کمنمایی سود حسابداری جاری، به ترتیب، تلویحاً به معنی رشد متعاقب کمتر یا بیشتر خواهد بود، تفاوت سود مالیاتی با سود حسابداری تغییرات سود های حسابداری آتی را پیش بینی خواهد کرد زیرا تقریبی از اقلام تعهدی اختیاری است که تداوم موقتی دارند. بنابراین، معقولانه به نظر میرسد که تفاوت ها حاوی اطلاعات سودمندی در باره رشد آتی و ارزش شرکت باشند.
سود مالیاتی از دستکاری مصون نیست . فیالواقع شواهد قابل ملاحظهای وجود دارد که شرکت ها سود مالیاتی را هموار میکنند. این هموارسازی بطور ضمنی بدین معناست که با فرض ثابت ماندن عامل تحریف سود حسابداری، سود مالیاتی جاری، برآورد مدیر از سود مالیاتی آتی را ، که در عمل با سودهای حسابداری و جریان های نقدی آتی رابطه دارد منعکس میکند .از اینرو، توان پیش بینی تحلیل بنیادی تفاوت سود حسابداری و مالیاتی افزایش مییابد.
امکان دارد تفاوت سود مالیاتی با سود حسابداری، حتّی در غیاب مدیریت سود و مدیریت مالیات، رشد سود های حسابداری را پیش بینی کند. در بسیاری از موارد، درآمدهایی در اظهارنامهی مالیاتی شناسایی میشوند که هنوز تحقق نیافتند (مانند پیش دریافت فروش) و هزینه هایی از درآمد مشمول مالیات کسر میگردند که هنوز تحمل نشدند (از قبیل ذخایر تجدید ساختار). از اینرو، تفاوت بیشتر، درآمد های فروش آتی بیشتر یا هزینه های آتی کمتر و بالنتیجه، رشد بیشتر سودهای حسابداری آتی را پیش بینی خواهد کرد. علاوه براین، شرکت های رشد، اغلب اقلام سرمایه در گردش منفی بیشتری را، که برای مقاصد مالیاتی بر مبنای نقدی شناسایی میشوند (نظیر ذخیرهی تضمین محصولات فروش رفته، ذخیرهی مطالبات مشکوک الوصول) تجربه میکنند. این اقلام تعهدی سود های حسابداری جاری را کاهش میدهند اما سود مالیاتی را خیر و از اینرو تفاوت افزایش مییابد و جایگزینی برای سود های حسابداری آتی شرکت های رشد، میشود.
در این راستا با مدنظر قرار دادن مطالب فوق و الهام گرفتن از ادبیات تحقیق و مبانی نظری موجود دو فرضیه تدوین و با استفاده از داده های گردآوری شده از نمونه تحقیق که شامل 83 شرکت در دوره زمانی 1391-1381 می باشد مورد آزمون واق گردید. در ادامه خلاصه نتایج حاصل از آزمون فرضیات بیان می شود.
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

در این مرحله با توجه به یافته های حاصل از تحقیق پیشنهاداتی به شرح ذیل ارائه می گردد:
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

مدل های نظری ارزشیابی شرکت از ادبیات وابستگی وام میگیرند و لازم است
مدل ارزشیابی ویژگی هایی از شرکت را که بر ارزش موثرند تعیین و ارتباط آنها
را با ارزش مشخص کنند. همچنین لازم است ارتباط بین ارقام حسابداری و ویژگی
های شرکت مشخص شوند. مطالعات همبستگی تحقیقاتی هستند که ارتباط بین متغیر
ها را بررسی میکنند. در این تحقیقات ارتباط ارزش بازار شرکت با ارقام
حسابداری ( سود ) بررسی میشود. همچنین در این مطالعات فرض میشود که هرچه
متغیر های توضیحی بیشتر باشند قدرت توضیح دهندگی مدل بیشتر میشود و محققان
همواره تعداد این متغیر ها را افزایش دادند. نکته مهم مناسبت داشتن مدل با
شرکت های مورد مطالعه است
( سمیعی به نقل از افلاطونی،88)
یکی از معایب مدل ارزشیابی نامناسب و یا عدم تشخیص ارتباط بین ویزگی ها و ارقام حسابداری این است که علامت و یا مقدار ضرایب ارقام حسابداری در رگرسیون وابستگی افزایشی، به شکل نادرست پیش بینی شوند. مشکل دیگر مساله حذف متغیر هایی با همبستگی زیاد است. در برخی زمینه های تحقیقاتی بازار سرمایه مناسب بودن مدل و تشخیص ارتباطات از اهمیت خاصی برخوردار است. بیشتر مدل های ارزشیابی برای مواردی که از آن استفاده میشود نامناسب است و همچنین ارتباط حسابداری با آنها به درستی مشخص نشده است. در بسیاری از مطالعات وابستگی افزایش که به روی اجزای تزازنامه صورت گرفته اند مدل ارزشیابی بر اساس این فرض که ارزش بازار حقوق صاحبان سهام برابر است با ارزش بازار دارایی ها منهای ارزش بازار بدهی. این نوع مدل را مدل ترازنامه ای مینامند(همان منبع).
در مطالعات وابستگی که در مورد سود انجام میگیرد ( مدل سود ) فرض میشود که سود ها اطلاعاتی درباره جریان های نقدی آی هستند و در نتیجه نرخ بازده مورد انتظار سهام بر روی یکی از این موارد برازش میشود: (1) اجزای سود و یا تغییرات اجزای سود و (2) سود یا تغییرات سود. برخی از موارد نیز از رگرسیون های معکوس استفاده میشود یعنی سود بر روی نرخ بازده بازار رگرسیون میشود( سمیعی به نقل از افلاطونی،88).
سومین مدل از مطالعات السون [1]( 1995) و اولسن و فلتمن[2] ( 1995 ) به دست می آیند. در این حالت سود غیر عادی ( سود منهای هزینه سرمایه دفتری ) در نظر گرفته میشود. السون ارزش شرکت را حاصل جمع ارزش دفتری شرکت در اول دوره و سرقفلی تعریف میکند. منظور از سرقفلی ارزش فعلی مورد انتظار سود های خالص غیر عادی آتی است. لازمه برقرار این رابطه این است که تمامی اقلام سود وزیان غیر عملیاتی سرمایه ای در صورت سود وزیان گزارش شود به همین دلیل وی تئوری خویش را مازاد پاک[3] مینامد. السون مدل خویش را بر مبنای شرایط آرمانی، یعنی سرقفلی صفر، پایه ریزی کرد سرقفلی صفر نشان دهنده حالتی خاصی از مدل آنها است که حسابداری بدون تعصب[4] نامیده میشود، یعنی ارزش همه دارایی ها و بدهی ها بر مبنای ارزش منصفانه تعیین میشود. در تحقیقات، با فرض دوره زمانی محدود و محاسبه هزینه سرمایه و سود های غیر عادی از طریق ذیل میتوان از این مدل استفاده کرد: سود غیر عادی دوره برابر است با مابه التفاوت سود واقعی و سود خالص مورد انتظار؛ سود خالص مورد انتظار با حاصلضرب ارزش دفتری اول دوره حقوق صاحبان سهام در هزینه سرمایه؛ هزینه سرمایه با اقتباس از الگوی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای به صورت ذیل محاسبه میشود: مجموع حاصلضرب نرخ بهره بدون ریسک در مکمل بتای سهم و حاصلضرب بتای سهم در نرخ بازده پرتفولیوی بازار، نهایتاً، ارزش فعلی سود های خالص غیر عادی دوره زمانی محدود، برابر با ارزش شرکت است ( اسکات، 2003).
در کل مدلهای ارزشیابی، واکنش بازار سهام به اطلاعات حسابداری را اندازه گیری میکنند. هرچه واکنش بیشتر باشد محتوای اطلاعاتی بیشتر است. مدل محتوای اطلاعاتی این تحقیق بر پایه مدل سود اقتباس میشود. بسیار از تحقیقات نظیر تانگ و همکاران (2012)؛ تانگ و فرث[5] (2011)، مارتینز و پاسامانی(2011) با استفاده از مدل سود ، نرخ بازده سهام را ، علاوه بر سود حسابداری، به روی تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی رگرس میکنند تا تاثیر اطلاعاتی آنها، بعنوان نمایندهی کیفیت سود، بررسی شود. مدل مورد استفاده این تحقیق نیز برگرفته از مدل ترکیبی سود و تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی است.
[1] Ohlson
[2] Feltham
[3] Clean Surplus
[4] Unbiased Accounting
[5] Firth
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.
