پارادایم اسکولز- ولفسن[1] چارچوبی برای برنامه ریزی مالیاتی کارآمد معرفی مینماید که حول سه محور مرکزی( همه اشخاص، همه مالیات، همه هزینه ها) میچرخد. آنها لازمه هر برنامه ریزی مالیات کارامد را سه شرط ذیل معرفی میکنند: (الف) اصل همهی اشخاص: برنامه ریز مالیات باید پیامدهای هر طرح پیشنهادی حداقل سازی مالیات را برای کلیه بخش های قراردادی مورد توجه قرار دهد؛ (ب) اصل همه مالیات ها: برنامه ریز باید در تصمیم گیری نه تنها مالیات های آشکار، یعنی ریال های مالیاتی که مستقیما به دولت پرداخت میشود، بلکه مالیات های تلویحی، یعنی مالیاتهایی که بطور غیر مستقیم در قالب نرخ های بازدهی کمتر پیش از مالیات سرمایه گذاریهای مالیات-محور پرداخت میشوند، را در نظر داشته باشند؛ (ج) اصل همه هزینه ها: برنامه ریزی مالیاتی کارآمد نیاز دارد تا برنامه ریز تشخیص دهد که مالیات فقط یکی از هزینه های شرکت است و باید به سایر هزینه ها در فرایند برنامه ریزی توجه شود زیرا بسیاری از برنامه های مالیاتی پیشنهادی احتمالاً به تجدید ساختار بسیار پر هزینهی شرکت نیاز دارند (شاکلفورد و شولین[2] ،2001).
سه تِم مذکور ساختاری برای مدیریت مالیات، که اهداف سازمانی نظیر حداکثر سازی سود و ثروت را نیز در نظر میگیرد فراهم میآورد. این سه اصل بطور ضمنی میگویند که حداقل سازی مالیات ضرورتاً هدف برنامهریزی مالیاتی کارامد نیست بلکه باید در قالب طرح کارامد سازمانی و با اقتباس از رویکرد نمایندگی شکل گیرد. عصاره تئوری ارائه شده از سوی اسکولز- ولفسن این است که مالیات ها نمیتوانند بدون تاثیر گذاشتن به روی سایر اهداف سازمانی یا سایر عوامل غیر- مالیاتی، که یکی از آنها گزارشگری سود حسابداری مالی است، حداقل شوند. هزینه های گزارشگری مالی برنامهریزی مالیاتی، هزینه هایی هستند که به گزارش کردن سود کمتر به بازار و قیمت سهام شرکت برمیگردند. ملاحظات حسابداری مالی برای مدیریت مالیات مهم است زیرا استراتژی های مالیات-کاه اغلب به کاهش سود حسابداری منتج میشوند. بسیاری از قراردادهای مالی رسمی یا عرفی با وام دهندگان، عرضه کنندگان، مشتریان، مدیران و سایر ذینفعان از ارقام حسابداری برای تصریح شرایط معامله یا قرارداد استفاده مینمایند. این قراردادها تمایل مدیر به گزارش کردن سود کمتر را تحت نفوذ خویش دارند. بنابراین، بسیاری از تصمیمات مدیر در حسابداری، تامین مالی، بازاریابی، تولید و سایر وظایف تجاری متضمن سبک و سنگین کردن انگیزه های کاهش سود مالیاتی و انگیزه های افزایش سود حسابداری است. با اینکه حسابداری مالی و مالیاتی تا اندازهای از لحاظ قواعد شناخت و سایر موضوعات مهم با هم فرق دارند با این حال برنامه ریزی مالیات اغلب به گزارش سود حسابداری کمتر منتج خواهد شد. از اینرو، جای تعجب نیست که برنامه ریزی مالیاتی تصمیمات حسابداری مدیر را متاثر و ملاحظات حسابداری مدیریت مالیات را تحت تاثیر قرار دهد ( همان منبع).
[1]Scholes–Wolfson paradigm
[2] Shackelford & Shevlin
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

تئوری حسابداری با سه رویکرد ساختاری، تفسیری و رفتاری به بررسی سود پرداخته است. در دیدگاه ساختاری عرف، سنت و مقررات اموری معقول، منطقی و با هم سازگار به شمار میآیند که بر پایه مفروضات، اصول و مفاهیمی قرار میگیرند که حسابداران در عمل به آنها رسیده کردند. مفاهیم یا اصولی نظیر تحقق بخشیدن به یک رویداد مالی، تطابق ، مبنای تعهدی، و روش های تخصیص بهای تمام شده را میتوان فقط از دیدگاه مقررات خاص تعریف کرد، زیرا معمولاً نسخه دومی از آنها در دنیای واقعی مشاهده نمیشود. در این دیدگاه، سود خلاصه ای از چندین قلم مثبت و منفی است که تعدادی از آنها دارای محتوای تفسیری نمیباشند. اگر یک یا چند قلم از اینها دارای محتوای تفسیری نباشند و از اهمیت زیادی بر خوردار باشند، در آن صورت نمیتوان سود خالص را به صورت معنی دار تفسیر کرد حتی اگر در بازار سرمایه محتوای اطلاعاتی داشته باشند (پارساییان به نقل از هندریکسن،1388، 449-451)
در سطح تفسیری برای ارائه تعریفی از سود بر دو مفهوم اقتصادی تغییر رفاه و حداکثر سازی سود تحت شرایط خاص ساختار بازار، تقاضا برای محصول، ارزش جاری تاکید میشود. هیئت استاندارد های حسابداری مالی نیز به صورت تلویحی به این دو مفهوم در قالب حفظ سرمایه و به حداکثر رساندن سود اشاره کرده است. حفظ سرمایه یکی از اصلی ترین مفاهیم سود است زیرا این مفهوم بر پایه تئوری اقتصادی سرمایه قرار دارد. این دیدگاه مبتنی بر تغییرات ارزش فعلی مورد انتظار است؛ ولی قیمت جاری بازار و گزینه های مشابه را نیز میتوان از این دیدگاه توجیه کرد و مدعی شد که اقلام مزبور میتوانند جایگزین مناسبی برای ارزش جاری باشند (کردستانی و کشاورز،1389).
مفهوم سود از دیدگاه رفتاری ( عملگرایانه ) در رابطه با مواردی نظیر فرایند های تصمیم گیری سرمایه گذاران و بستانکاران ، واکنش قیمت اوراق بهادار در برابر گزارش سود، تصمیمات مدیریت در خصوص هزینه های سرمایه و واکنش مدیران وحسابداران در برابر بازخورد اطلاعات سود مطرح است( پارساییان به نقل از هندریکسن، 1387، 461). در این دیدگاه دو رویکرد برای ارئه سود مورد توجه است. اولی، رویکرد اطلاعاتی در گزارش سود است، رویکردی به گزارشگری مالی با پذیرش مسئولیت فردی سرمایه گذار در خصوص پیش بینی عملکرد آتی شرکت و معطوف شدن به فراهم آوردن اطلاعات سودمند برای این هدف. رویکرد مزبور فرض را بر کارای بازار اوراق بهادار میگذارد و ادعا میکند که بازار به اطلاعات سودمند از هر منبعی از جمله صورت های مالی واکنش نشان خواهد داد. دوم، رویکرد اندازه گیری به سودمندی در تصمیم دیدگاهی نسبت به صورت های مالی است که طی آن حسابداران مسئولیتی در قبال تهیه صورت های مالی به ارزش منصفانه میپذیرند ، با این شرط که این گزارش ها بطور منطقی قابل اتکا باشند ، ازینرو حسابداران مسئولیت بیشتری جهت کمک به سرمایه گذاران در پیش بینی ارزش بنیادی شرکت تقبل میکنند(اسکات، 2003، 138 و 176).
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

از دیدگاه عملگرایانه سود حسابداری را بدین گونه تعریف کردند: تفاوت بین درآمد تحقق یافته ناشی از معامله های دوره و بهای تمام شده تاریخی منقضی شدهی مربوطه، تعریف مزبور بیانگر آن است که سود حسابداری دارای پنج ویژگی میباشد:
1 . سود حسابداری مبتنی بر معاملات واقعی است که شرکت آنها را انجام داده است؛ سود حسابداری اساساً از تفاوت درآمد فروش کالاها یا ارئه خدمات با هزینه های لازم برای محاسبه سود از رویکرد معاملاتی استفاده میکند. این معامله یا داد و ستد میتواند درون سازمانی یا برون سازمانی باشد.
2 . سود حسابداری بر مبنای فرض دوره زمانی، بعنوان یک امر بدیهی، قرار میگیرد و به عملکرد مالی شرکت در طی یک دوره زمانی مفروض اشاره دارد.
3 . سود حسابداری که بر مبنای اصل تحقق درآمد قرار دارد ایجاب میکند تا درآمد تعریف، انازه گیری و ثبت شود. به طور کل، اصل تحقق درآمد معیار یا آزمونی است برای شناسایی درآمد و بالنتیجه شناسایی سود.
4 . سود حسابداری ایجاب میکند که بهای جاری را بر حسب بهای تاریخی اندازه گیری کرد یعنی باید اصل بهای تاریخی را رعایت نمود. معمولاً یک دارایی بر حسب بهای تمام شده تاریخی ثبت میشود تا زمانی که فروش تحقق یابد، و در آن زمان هر نوع تغییر در ارزش شناسایی میشود از اینرو هزینه های جاری عبارتند از دارایی های منقضی شده یا بهای تمام شدهی اقلام خریداری شده ای که منقضی شدند.
5 . سود حسابداری ایجاب میکند که درآمد های تحقق یافته دوره، در رابطه با هزینه های مربوط مناسب، یا ذیربط مورد توجه قرار گیرند. از اینرو سود حسابداری بر مبنای اصل تطابق قرار دارد.
6 . اصولاً برخی هزینه ها، هزینه های دوره هستند که به درآمد تخصیص مییابند و برخی دیگر بصورت دارایی به دوره بعد منتقل میشوند. فرض بر این است که هزینه های دوره ( بهای تمام شده اقلام ) با درآمد های دوره تطبیق داده میشوند، به دوره مزبور تخصیص مییابند تا به طور بالقوه به صورت خدمات منقضی شده درآیند(سمیعی)
یکی از اهداف اصلی صورت های مالی گزارش اطلاعات درباره عملکرد مالی است. عملکرد مالی در برگیرنده منافع تحت کنترل واحد تجاری است. اطلاعات مربوط به عملکرد مالی در صورت سود و زیان و سود وزیان جامع ارائه میشود. اطلاعات در مورد عملکرد مالی و تغییر پذیری آن، برای پیش بینی ظرفیت واحد تجاری جهت استفاده موثر از منابع موجود آن و قضاوت درباره میزان اثر بخشی استفاده احتمالی از منابع اضافی توسط واحد تجاری، است. صورت های عملکرد مالی در قالب موارد زیر به اهداف گزارشگری مالی کمک مینمایند:
الف . ارائه اطلاعات به استفاده کنندگان به منظور قادر ساختن ایشان در امر بررسی ارزیابی های قبلی از عملکرد مالی دوره های گذشته و در صورت لزوم اصلاح ارزیابی های آنها از عملکرد دوره های آتی.
ب . ارائه گزارشی از نتایج وظیفه مباشرت مدیریت به منظور قادر ساختن استفاده کنندگان به ارزیابی عملکرد گذشته مدیریت و ایجاد مبنایی جهت شکل گیری انتظارات آتی در مورد عملکرد مالی(سازمان حسابرسی،1387)
واحد های اقتصادی که با هدف کسب سود تاسیس میگردند وظایفی بر عهده میگیرند و فعالیت خود را تداوم میبخشند. سهامداران و سرمایه گذاران با هدف کسب سود سهام یک واحد انتفاعی را خریداری میکنند و امکان فعالیت آن را موجب میشوند اهمیت سود در شرایط کسب و کار بیشتر میشود. همچنین همگامی با تغییرات اقتصادی زمانی امکان پذیر است که واحد انتفاعی سود آور باشد(سمیعی به نقل از اقبالی ،88).
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

طرفداران سود حسابداری دارای چهار دیدگاه مختلف در تایید محتوای اطلاعاتی سود حسابداری هستند. نخستین دیدگاه این است که سود حسابداری توانسته است در طول زمان همواره سر بلند بماند. اغلب استفاده کنندگان داده های حسابداری بر این باورند که سود حسابداری سودمند است و یک عامل تایید کننده از شیوه های عملی، روش های اجرایی و الگوه های تصمیم گیری را در برمیگیرد. کوهلر در تایید چنین دیدگاهی میگوید:
« موجودیت کنونی حسابداری نه به سبب علاقه یا خواست حسابداران بلکه به سبب اعمال نفوذ تجار، کسبه یا سفته بازان است. اگر کسانی که درباره سرمایه گذاری تصمیم میگیرند به گزارش های مبتنی بر بهای تمام شده تاریخی دسترسی نداشتند از مدت ها پیش تغییراتی در حسابداری پدید آمده بود»
دوم، از آنجا که سود حسابداری مبتنی بر رویداد های واقعی است این سود بصورت عینی محاسبه و گزارش میشود. از اینرو، اصولاً قابل اتکاست. اعتقاد حامیان استفاده از سود حسابداری مبنی بر اینکه باید واقعیت (نه ارزش ها) را گزارش کرد، باعث میشود که عینیت این سود مورد تایید قرار گیرد.سوم، سود حسابداری از طریق تکیه بر اصل تحقق که به شاخص محافظه کاری پایبند است باقی میماند. به بیان دیگر در محاسبه و گزارش سود از طریق نادیده انگاشتن تغییر در ارزش ها، محافظه کاری بصورتی معقول متجلی میشود. چهارم، چنین پنداشته می شود که سود حسابداری برای اعمال کنترل بویزه در مورد مباشرت سودمند میباشد( سمیعی به نقل از اسماعیلی،88).
2-8-4-2)نقاط ضعف سود حسابداری
در ادبیات حسابداری، نه تنها قویاً از سود حسابداری دفاع میشود بلکه از نظر نقاط ضعف متعدد، بشدت مورد انتقاد قرار گرفته است. اصولا در دیدگاه های مخالف در خصوص استفاده از سود حسابداری موضوع مربوط بودن این عدد در تصمیم گیری ها مورد سوال قرار گرفته است. در این بخش درباره برخی از دیدگاههای مخالف بحث میشود.
یک دیدگاه این است که به سبب کاربرد بهای تمام شده تاریخی و تحقق درآمد، سود حسابداری نمیتواند افزایش ارزش تحقق نیافته دارایی ها را که در یک دوره زمانی مشخص نگهداری شده اند شناسایی نماید. این ویژگی باعث میشود که نتوان اطلاعات سودمندی را افشا نمود.
دوم، چنین پنداشته میشود که با توجه به روش های مختلف پذیرفته شده، مثلا روش های مختلف بهایابی و ارزشیابی موجودی کالا، تکیه بر سود مبتنی بر بهای تاریخی کار مقایسه اقلام را بسیار مشکل میکند.
سوم، تکیه بر سود مبتنی بر اصل تحققف بهای تاریخی و محافظه کاری باعث میشود که نتوان داده ها را درک کرد؛ داده ها گمراه کنند ه میشوند یا اینکه برای استفاده کننده نامربوط میشوند. نمونه قابل ذکر در این خصوصف بی فایده بودن نسبت های مالی مبتنی بر صورت های مالی است که با رعایت این اصول محاسبه شده ( سمیعی به نقل از اسماعیلی،88).
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.

فرضیه بازار های کارآ بیانگر این است که رقابت بر سر کسب اطلاعات باعث میشود که سود اقتصادی مورد انتظار از محل تولید و بهرهبرداری از اطلاعات به صفر میرسد. همچنین فرضیه مزبور بیانگر این است که اگر بین سود خالص و تغییرات قیمت سهام یک رابطه مستقیم وجود داشته باشد، این سود ها میتوانند از نظر ارائهی اطلاعات، سودمند واقع شوند. بر مبنای مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایهای، برای تعیین ارزش شرکت، باید ریسک و جریان های نقدی مورد انتظار شرکت را برآورد کرد. داده های حسابداری میتوانند درباره ارزش شرکت اطلاعاتی به بازار بدهند. کاربرد مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایهای همراه با در نظر گرفتن این فرض که سود خالص حسابداری میتواند جایگزین جریان های نقدی شود باعث شد که پژوهشگران درصدد شناسایی رابطهی بین تغییرات غیرهمنتظره در سود و نرخ بازدهی غیر منتظره سهام شرکت برآیند.
(پارسائیان به نقل از واتز و زیمرمن،1390).
بال و بران[1] در سال 1968تحقیقات حسابداری در بازار سرمایه را آغاز کردند که تا به امروز نیز ادامه دارد. آنها نخستین کسانی بودند که شواهد علمی متقاعد کننده ای از واکنش بازار سهام به محتوای اطلاعاتی صورت های مالی فراهم آوردند. این نوع تحقیق مطالعات موردی نامیده میشود زیرا این مطالعات واکنش بازار اوراق بهادار به یک رویداد خاص، در این وضعیت، اعلام سود خالص جاری شرکت را بررسی میکنند. روش شناسی، اقتباس ها و تعمیم ها از مقاله آنها رهنمودی برای تحقیقات بعدی شد و موجب ترغیب کسانی میشود که میخواهند موضوع سودمندی اطلاعات حسابداری از نقطه نظر تصمیم گیری را درک کنند (اسکات،2003، 144).
ارزیابی سودمندی سود برای سرمایه گذاران، انگیزه اصلی برای هماهنگ ترین تلاش تحقیق در تاریخ حسابداری است. فایده سود موضوع اصلی بال و بران بود. بهبود های اخیر در تئوری سرمایه، دلائلی برای انتخاب رفتار قیمت اوراق بهادار به عنوان آزمون تجربی از سود مند بودن، فراهم نموده است. بخش اعظم تئوری سرمایه از این قضیه حمایت میکند که بازار سرمایه کارآمد بیطرف است؛ یعنی اگر اطلاعات حسابداری در شکل دهی قیمت دارایی های سرمایه ای مفید باشند، بازار قیمت دارایی های سرمایه ای را مطابق با اطلاعات دریافتی به سرعت تعدیل خواهد کرد (کردستانی،84)
تاکید بر فوائد سود در اواخر دهه 1960 عجیب نیست، زیرا مساله ارتباط و فواید اطلاعات مالی و انتخاب رویه های حسابداری مطلوب در راس دستور کار تحقیقات حسابداری بود. در ادامه دو مطلب مورد بحث قرار میگیرد:
( 1 ) ارزیابی سودمندی سود برای سرمایه گذاران بر اساس شواهد حاصل از تحقیقات حسابداری انجام شده در مورد سود-بازده
( 2 ) استفاده از این ارزیابی برای بررسی مجدد دستور کار تحقیقات حسابداری در این زمینه
مهمترین پرسشی استفاده کنندگان اطلاعات مالی سودمندی سود است. سود گزارش شده در صورت های مالی اولین قلم اطلاعاتی فراهم شده در این صورت ها است و تئوری های اقتصادی نقش اصلی سود شرکت را کمک به تخصیص منابع در بازار میدانند. اکثر مدل های ارزیابی سود سهام مورد انتظار را به عنوان یک متغیر توضیح دهنده در نظر میگیرند(همان منبع)
هنگامیکه از تحلیل گران درباره ارزش اوراق بهادار سوال میشود، آنها ترجیح میدهند در مقایسه با حقوق صاحبان سهام، فروش یا دارایی های کل از پیش بینی های سود صحبت کنند. تصمیمات مدیریت و پاداش آنها اغلب در قالب اهداف سود بیان میشود. بنابراین، ارزیابی سودمندی سود برای سرمایه گذاران و استفاده از این ارزیابی برای بررسی مجدد دستور کار تحقیقات حسابداری به همان اندازه که سال ها پیش، هنگامیکه موضوع مذکور انگیزه ای برای پیش قدم شدن در مطالعات سود-بازده بود به امروز مربوط است (همان منبع).
[1] Ball & Brown
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.
