2-2-1-4- عوامل تاثیرگذار بر خصوصیسازی
یکی از اقداماتی که باید هنگام خصوصیسازی انجام پذیرد، مشخص کردن فاکتورهای مؤثر بر فرآیند خصوصیسازی میباشد. در واقع عوامل زیادی میباشند که بر خصوصیسازی و فرآیند آن اثر جدی میگذارند، به گونهای که میتوانند این فرایند را به شکست یا پیروزی بکشانند. بنابراین ضروری است که عوامل فوق تعیین و درجه اهمیت و تأثیرگذاری هر کدام از آنها در فرایند خصوصیسازی مشخص گردد تا در حین برنامهریزی برای خصوصیسازی مورد توجه قرار گیرند. مهمترین این عوامل عبارتند از:
تعیین اهداف دقیق و مشخص خصوصی سازی: واگذاری، بدون هدف و هدفگذاری، هرگز طراحان و برنامهریزان را به مقصود نخواهد رساند. از طرف دیگر تعیین نوع هدف، خود نیز بر نحوه واگذاری و پیامدهای آن مؤثر است. مثلاً در کشورهایی که برنامه خصوصیسازی آنها با موفقیت همراه بوده است؛ کسب درآمد از اهیمت اولیه برخوردار نبوده است بلکه اهداف دیگر خصوصیسازی از قبیل افزایش رفاه اجتماعی، بهبود بهرهوری، گسترش مالکیت عمومی و… مدنظر بوده است.
اطلاعات و سیستم اطلاعاتی خصوصیسازی: امروزه اطلاعات و سیستم اطلاعاتی بیش از هر عاملی در شکست یا موفقیت یک طرح مؤثراست. متخصصان امروزه اطلاعات را یکی از داراییهای استراتژیک میدانند. هیچ تصمیم یا برنامهای موفق نمیشود مگر آن که بر اساس اطلاعات کامل و دقیق صورت گرفته باشد. فرآیند خصوصیسازی بدون داشتن اطلاعات لازم در مورد وضعیت موجود و وضعیتی که (با اجرای برنامههای خصوصیسازی) خواهان انتقال به آن میباشیم، محکوم به شکست میباشد.
عزم و اراده سیاسی: برنامههای خصوصیسازی فرآیندی بسیار سخت، مشکل، پیچیده و طولانی مدت میباشد. بنابراین وقتی دولتمردان اقدام به اجرای برنامههای خصوصیسازی مینمایند. در واقع به یک امر شجاعانه و متهورانه دست زدهاند، زیرا ممکن است در جریان فرآیند خصوصیسازی و اصلاحات اقتصادی، بحرانها و عدم تعادل اقتصادی یکی پساز دیگری خود را نمایان کند، تورم افزایش یابد، انحرافات اقتصادی وجود آید، ناکاراییهای حاکمیتی در سطح جامعه عیان شودو …، که در این وضعیت، همگان گمان خواهند برد که همه این اشکالات به علت اجرای این سیاستها و بیکفایتی مسئولین امر میباشد.
ماهیت قانونی خصوصیسازی: قبل از اجرای این فرآیند بایستی بستر قانونی آن مهیا گردد. زیرا هرچقدر پایگاههای قانونی مالکیت خصوصیسازی مشخصتر باشد، جریان خصوصیسازی با نظم و انسجام بیشتری همراه خواهد بود. در واقع فرآیند خصوصیسازی بایستی با یک قانون کامل وجامع همراه باشد تا بتواند به طور موفقیت آمیزی به اهداف از پیش تعیین شده نائل آید (ملکی ولاجوردی، 1386).
1-4- اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق شناخت پدیده کیفیت سود و خصوصی سازی و عوامل موثر بر آنها می باشد. هدف ویژه این تحقیق نیز بررسی تغییرات کیفیت سود به ازای پدیده خصوصی سازی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

2-2-1-7- خصوصی سازی وتوسعه بازار بورس اوراق بهادار
بازار سرمایه و به طور مشخص، بورس اوراق بهادار اگرچه ساز وکار مؤثری در انجام برنامههای گسترده خصوصیسازی است وکارامدی عملکرد آن باتوجه به ساختار تنظیمی ونظارتی مدون، زیرساختهای فنی ونیروی انسانی آموزشدیده، احتمال موفقیت واگذاری سهام شرکتهای دولتی به بخش خصوصی را به طور قابل ملاحظهای افزایش میدهد، در مقابل، خود تحت تأثیر این برنامههاست و ازاجرای آن منتفع میشود. بررسیها نشان میدهد از اوایل دهه 90 میلادی تاکنون که بیشتر از صد کشور جهان، خصوصیسازی فعالیتهای اقتصادی رابه عنوان یک ابزار سیاست اقتصادی پذیرفتهاند، گسترش برنامههای خصوصیسازی با رشد سریع حجم معاملهها در بورس های اوراق بهادار، همراه بوده است. به عبارت دیگر، خصوصیسازی وبورس اوراق بهادار، اگرچه در ظاهر، سیاست وابزار اجرای سیاست به نظرمیرسند، اما در عمل دو عامل تأثیرگذار بر یکدیگر محسوب میشوند. عملکرد کارامد بورس اوراق بهادار به افزایش کارایی فرایند خصوصیسازی منجر شده و انجام مطلوب برنامههای خصوصیسازی، رشد و توسعه فعالیتهای بورس اوراق بهادار را در پیدارد. دولتها نیز هرچند به خصوصیسازی به عنوان ابزاری برای افزایش درآمدهای خود ودرمرحله بعد، افزایش کارایی وبهرهوری اقتصادی شرکتهای دولتی مینگرند، اما انتظار دارند اجرای برنامه خصوصیسازی ازطریق عرضه عمومی سهام، به توسعه بازار سرمایه کشور هم منجر شود که برپایه مطالعات انجام شده، خود عامل تحریک و تقویت رشد و توسعه اقتصادی است. تأثیرگذاری خصوصیسازی بر رشد بازار سرمایه و به طور مشخص بورس اوراق بهادار را میتوان براساس ارزش بازار، ارزش معاملات ونقدشوندگی افزایش تعداد سهامداران وبهبود مالکیت فردی نشان داد (لباف وداوری، 1385).
برنامههای خصوصیسازی از طریق ارتقای قدرت نقدشوندگی وتوسعه زیرساختها، افزایش آگاهی عمومی از بازار، توسعه پایه سهامداری، افزایش توجه دولت، تخصصگرایی وایجاد فرصتهای مناسب برای تنوع ریسک، به گسترش وتوسعه بازار سرمایه کمک میکند وگسترش بازار سرمایه برپایه دیدگاههای اقتصادی، موتور محرک رشد اقتصادی کشوراست. بنابراین، نتیجهگیری میشود که اگرچه خصوصیسازی به طورمستقیم افزایش کارایی وبهرهوری فعالیتهای اقتصادی را به دنبال دارد، به طور غیرمستقیم با توسعه بازار سرمایه، به این امر کمک میکند (مؤسسه مطالعات وپژوهشهای بازرگانی، 1374).
1-4- اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق شناخت پدیده کیفیت سود و خصوصی سازی و عوامل موثر بر آنها می باشد. هدف ویژه این تحقیق نیز بررسی تغییرات کیفیت سود به ازای پدیده خصوصی سازی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

2-2-2-2- مفهوم اقتصادی سود
مفهوم اقتصادی سود همواره مورد توجه اقتصاددانان بوده است. آدام اسمیت نخستین اقتصاددانی بود که سود را به عنوان افزایش ثروت تعریف نمود. بیشتر کلاسیکها بویژه مارشال به پیروی از آدام اسمیت به مفهوم سود توجه کردند وآن را به مفهوم یا تصویری که از شیوه عملیات تجاری یا کسبوکار داشتند، مربوط نمودند. (همان).
درآغازسده بیستم ایدههایی در مورد سود ارائه شد. فیشر، لیندا لوهیکس درباره ماهیت مفهوم اقتصادی سود یک دیدگاه جدید ارائه کردند. فیشر سود اقتصادی را بدین گونه تعریف کرد: یک سلسله از رویدادها که به حالتهای مختلف مربوط میشوند: لذت بردن از سود روانی، سود واقعی وسود پولی.
سود روانی عبارت است از مصرف واقعی شخص از کالاها وخدماتی که موجب لذت روانی وتامین خواستهها میشوند. سود روانی یک مفهوم روانشناختی است که نمیتوان آن را به صورت تقریبی بیان کرد. سود واقعی عبارتست از بیان رویدادهایی که موجب بروز یا افزایش لذتهای روانی میشود. سود واقعی را میتوان به بهترین شکل ممکن از طریق هزینه زندگی اندازه گیری کرد. به بیان دیگر، با پرداخت پول برای خرید کالا یاخدمات، قبل یا بعداز مصرف، میتوان رضایت حاصل شده ازطریق لذت روانی ناشی ازسود را محاسبه کرد. از اینرو، سود روانی، سودواقعی وبهای زندگی سه مرحله متفاوت از سود هستند. سرانجام سود پولی نمایانگر همه پولهایی است که به قصد مصرف در جهت تأمین بهای زندگی دریافت میشوند. به هرحال، سود روانی اساسی ترین پایه سطح سود را تشکیل میدهد وسود پولی مرحله ای از سود است که اغلب آنراسود میدانند، فیشر تصور کرد که برای حسابداران سود واقعی (نسبت به بقیه )جنبه عملی وکاربرد بیشتری دارد (ظریففرد، 1378).
لیندال مفهوم سود را در قالب «سود تضمین شده(بهره)» بیان کرد ومقصود، افزایش مستمر کالاهای سرمایهای درطول زمان می باشد. این دیدگاه باعث شده که مفهوم پذیرفته شده سود اقتصادی درقالب مصرف به اضافه پس اندازی که انتظار میرود در طی یک دوره زمانی مشخص به وجودآید، مطرح شود.
هیکس اقتصاددان انگلیسی وبرنده جایزه نوبل با استفاده ازمفاهیم ارائه شده بوسیله فیشرولیندال، تئوری عمومی «سوداقتصادی» را ارئه نمود که میتوان آن رابدین صورت تشریح کرد که سودعبارتست از حداکثر مبلغی که یک شخص میتواند طی یک دوره زمانی مشخص به مصرف رساند، بطوری که ثروت او در پایان دوره همان ثروت اول دوره باشد (جهان خانی وظریففرد، 1378).
1-4- اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق شناخت پدیده کیفیت سود و خصوصی سازی و عوامل موثر بر آنها می باشد. هدف ویژه این تحقیق نیز بررسی تغییرات کیفیت سود به ازای پدیده خصوصی سازی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

2-2-2-5- عناصر کیفیت سود
ارقام سوداز طریق انتخابهای مدیران وحسابداران بین اصول پذیرفته شده حسابداری وقضاوتهای شخصی مدیران درمور درویههای به کارگرفته شده برای ثبت اطلاعات حسابداری تحت تاثیرقرارمیگیرد. گاهی اوقات مدیریت بنگاه اقتصادی از انتخابهای حسابداری برای دستکاری سودها وگمراه کردن کاربران بهره میگیرد. افزون براین، مدیران ممکن است عناصرسودها را برای بهتر ازواقع نشان دادن وضعیت بنگاه اقتصادی دستکاری کنند وبااین کار کیفیت سودگزارش شده را به حداقل میرسانند، زیرا کسانی که برای تصمیمگیریهای خود به سودهای مزبور اتکا میکنند، دچار اشتباه شده وتحلیلگران مالی نیزنمیتوانند پیش بینی صحیحی از توان سودآوری بنگاه اقتصادی درآینده انجام دهند. سیگال (1979) معتقداست ارقام سود باید صداقت، قابلیت اطمینان وقابلیت پیشبینی داشته باشند. صداقت یعنی بایدبه دور از هرگونه پیشداوری ودستکاری برنامهریزی شده برای مطلوب نشان دادن وضعیت بنگاه اقتصادی باشند وقابلیت اطمینان نیز یعنی این که ارقام سودهای گزارش شده باید ارزیابی درستی از قدرت سودآوری شرکت ارائه دهند ونیز بتوان از طریق آنها روند سودآوری آینده راپیشبینی نمود.
کیفیت سود رامیتوان به سه دستهی پایداری سود، سطوح ارقام تعهدی وسودمنعکس کنندهی معاملات اقتصادی مربوط، تقسیم کرد. پایداری سود به معنی تکرارپذیری (استمرار) سودجاری است. هرچه پایداری سود بیشتر باشد، یعنی شرکت توان بیشتری برای حفظ سودهای جاری دارد وفرض میشود کیفیت سود شرکت نیز بالاتر است. سطوح ارقام تعهدی نیزبا کیفیت سود رابطهی معکوس دارد، زیراهرچه میزان ارقام تعهدی سود بیشترباشد، کیفیت سود شرکت کاهش مییابد. همچنین، هرچه سودحسابداری که گزارش میشود منعکس کنندهی معاملات واقعی اقتصادی موجودباشد، به همان اندازه کیفیت سود نیزافزایش مییابد ( مکنیکالس[1]، 2002).
[1] Mc Nichals
1-4- اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق شناخت پدیده کیفیت سود و خصوصی سازی و عوامل موثر بر آنها می باشد. هدف ویژه این تحقیق نیز بررسی تغییرات کیفیت سود به ازای پدیده خصوصی سازی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.

2-2-2-8- روشهای ارزیابی کیفیت سود
به طورکلی چهار روش برای ارزیابی کیفیت سود به شرح زیرمطرح است:
1) روش مبتنی برمربوط بودن با ارزش سهام: دراین روش ارتباط بین مقادیر مختلف سود وقیمت سهام (بازار) به کمک رگرسیون اندازهگیری میشود. هرچه میزان ضریب همبستگی تعدیلشده بیشتر باشد، سود، متغیر مرتبطتری با ارزش است ( بارس وهمکاران، 2001).
2) روش مبتنی برمحتوای اطلاعاتی: دراین روش ارتباط بین تغییرات قیمت یا بازده سهام، باسطوح یا تغییرات غیرمنتظرهی مقادیر مختلف سود به کمک رگرسیون اندازهگیری میشود. هرچه میزان ضریب همبستگی تعدیل شده به یک نزدیکتر باشد، نشاندهندهی بار اطلاعاتی بیشتری است.
3) روش مبتنی برتوانایی پیش بینی: در این روش مهم آن است که مقادیر گذشته سود بتواند مقادیرآینده راپیش بینی کند. هرچه میزان قدرمطلق میانگین خطای پیش بینی کمتر باشد، آن مقدار توانایی پیشبینی بیشتری دارد.
4) روش مبتنی برسود اقتصادی: در این روش بیشتر معیارهای مبتنی برپیشبینی هزینهی سرمایه مدنظر قرارمیگیرد. استنباط این است که این ارقام کیفیت بالاتری نسبت به سود حسابداری دارند. معیار ارزش افزوده اقتصادی ازجمله معیارهایی است که براین روش اتکادارد (کارنلولاندسمن، 2003).
1-4- اهداف تحقیق
هدف اصلی این تحقیق شناخت پدیده کیفیت سود و خصوصی سازی و عوامل موثر بر آنها می باشد. هدف ویژه این تحقیق نیز بررسی تغییرات کیفیت سود به ازای پدیده خصوصی سازی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
