5-1) مقدمه
در این مطالعه تلاش گردید تا تفاوت میان مالیات بر درآمد شخصیت اقتصادی با مالیات بر درآمد شخصیت قانونی مجزای گروه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور در فصل دوم این تحقیق به بررسی ادبیات موضوع تحقیق و مبانی نظری این حوزه پرداخته شد.همچنین در این فصل مطالعات انجام شده در زمینه عوامل موثر بر مالیات بر درآمد شرکتهای عضو گروه تجاری به صورت گسترده مورد بررسی واقع شد. در فصل سوم و چهارم نیز جامعه آماری و نمونه تحقیق و شیوه استخراج آن ذکر گردیده، متغییرها و نحوه محاسبه آنها به طور دقیق بیان و فرضیه تحقیق آزمون گردید. در فصل حاضر نیز تلاش می شود تا خلاصه ای از تحقیق و نتایج بدست آمده از آن بصورت کامل ارائه شود.همچنین در این فصل پیشنهاداتی برای انجام تحقیقات آتی ذکر شده و محدودیت های موجود در مسیر این مطالعه ارائه خواهد شد.
هدف از این تحقیق کاربردی اثبات وجود تفاوت بین مالیات بر درآمد شخصیت اقتصادی و مالیات بر درآمد شخصیت های قانونی مجزای گروه شرکتها می باشد ، و در ادامه تجزیه و تحلیل علل اختلاف و ارائه پیشنهاداتی به سازمان امور مالیاتی کشور برای اتخاذ سیاست مالیاتی مناسب که دارای بیشترین کارایی بوده و مانع ازاستفاده گروههای تجاری از ابزارهای مختلف جهت مدیریت سود ، فرار و اجتناب مالیاتی می شود .چرا که شاهد افزایش روز افزون شرکتهای فرعی و وابسته در کشور هستیم و می توان با اتخاذ سیاستهای درست و قانونی شاهد افزایش میزان درآمد مالیاتی کشور بود که سهم عظیمی از درآمد دولت را به خود اختصاص میدهد، و افزایش این درآمد نیز دارای پیامدهای اجتماعی مثبت بوده و نهایتا باعث افزایش رفاه اجتماعی می شود.

5-2 ) خلاصه و نتیجه گیری
در نوعی دیگر از ترکیب که در آن کنترل واحد تجاری فرعی از طریق تحصیل سهام در اختیار واحد تجاری اصلی قرار می گیرد، تهیه صورتهای مالی تلفیقی ضرورت می یابد در این حالت هم واحد تجاری اصلی و هم واحد تجاری فرعی به شخصیت مستقل قانونی فعالیت می کنند و صورتهای مالی جداگانه ارائه می کنند. اما از آنجایی که واحد تجاری فرعی تحت کنترل واحد تجاری اصلی است و مدیریت واحد تجاری اصلی سیاستهای مالی و عملیاتی واحد تجاری فرعی را تعیین می کند، لذا واحد تجاری اصلی و واحد تجاری فرعی، یک واحد اقتصادی تلقی می شوندو وضعیت مالی و نتایج عملکرد آنها باید در یک مجموعه صورتهای مالی به نام صورتهای مالی تلفیقی ارائه شود.
گزارشگری مالی گروه اقتصادی به رغم اهمیت شخصیت واحد این گروه از جمله مسائل بحث برانگیز است زیرا گروه شخصیت قانونی ندارد و بنابراین قادر به صدور سهام، تملک دارایی و تحمل بدهی نیست، گروه شخصیتی ندارد که بتوان آن را به محاکم قضایی احضار و علیه آن اقامه دعوی کرد، گروه به لحاظ نداشتن شخصیت قانونی نمی تواند تقسیم سود کند، افزون براین اعتبار دهندگان نمی توانند برای ارزیابی توان پرداخت بدهی به منابع سایر شرکت های گروه، به غیر از شرکت هایی که به آن وام داده اند، اشاره کنند. اما سلسله روابط اقتصادی و ماهیت کنترل شرکت اصلی بر شرکت های فرعی، توجیه را برای تلقی این مجموعه به عنوان یک مجموعه اقتصادی واحد فراهم نموده است.
فرآیند تلفیق ، مستلزم ترکیب گزارشگری مالی دارایی ها، بدهی ها، درآمدها و هزینه های جداگانه دو یا بیشتر از شرکت های وابسته به هم است، گویی آن که، بخشی از یک شرکت یگانه بوده اند.
خلاصه ای از مطالبی که در فصول قبل در مورد ارتباط بین شرکتهای عضو گروه تجاری و مالیات بر درآمد شرکتها بیان شد به شرح ذیل می باشد:
شرکتهای عضو گروه تجاری درون یک کشور، با انتقال سود بین اعضای گروه، نرخ موثر مالیات خود را کاهش می دهند(اسچولس و همکاران 2002،گراملیچ و همکاران2004).انتقال سود بین اعضای گروه تجاری ممکن است منجر به حداقل سازی مالیات شود، زیرا قوانین مالیاتی با سود و زیان شرکتها به صورت نامتقارن برخورد می کند. به این صورت که اگر نتیجه عملیات شرکت در پایان یک سال مالی، سود باشد شرکت مزبور باید مالیات بر سود خود را پرداخت کند اما اگر نتیجه عملیات شرکت در پایان یک سال مالی، زیان باشد دولت چیزی به عنوان مالیات زیان به شرکت پرداخت نمی کند(بیوسلینگ و دلف2006).درست است که قوانین مالیاتی زیان های سال قبل را برای تعیین مالیات سال بعد در نظر می گیرند اما این کمبود را از بین نمی برد(بیوسلینگ و دلف2006). منظور از کمبود این است که اگر شرکت مالیات بر زیان خود را در سال قبل از دولت دریافت می کرد، می توانست با وجه دریافتی از دولت بازده کسب کند، اما با توجه به قوانین مالیاتی، شرکتها فقط می توانند زیانهای سال های قبل را در پرداخت مالیات سالهای بعد لحاظ کنند. از این جهت دو یا چند شرکت عضو گروه تجاری که دارای وضعیت مالیاتی متفاوت هستند، می توانند مالیات کل خود را با انتقال سود از شرکتهای سودآور به شرکتهای زیانده ،کاهش دهند(بیوسلینگ و دلف2006).
در تحقیقاتی که در شرکتهای چند ملیتی انجام شده است، مشخص گردید که شرکتهای چند ملیتی برای کاهش مالیات خود، سودهای خود را از کشورهایی که دارای نرخ های مالیاتی قانونی بالایی بودند به کشورهایی که دارای نرخ مالیاتی قانونی پایین بودند انتقال میدادند (کالینس و همکاران 1998، رگو2003،میلس و نوبری2004). براساس تحقیقات انجام شده، انتقال سود اصولا به عملیات شرکت های چند ملیتی آمریکایی در کشورهایی با قوانین مالیاتی متفاوت برمی گردد.بر اساس تحقیقات انجام شده این انتقال از راههای مختلف صورت می گیرد. از جمله در تحقیقاتی که به موضوع اجتناب مالیاتی می پردازد عنوان شده است که شرکتهای عضو گروه های تجاری بین المللی، از طریق معاملات درون گروهی با شرکتهای خود در کشورهایی که دارای قوانین مالیاتی مختلف هستند، درصدد کاهش مالیات خود برمی آیند(کالینس و همکاران 1998،رگو2003،میلس و نوبری2004)
بطور کلی در مورد رابطه بین مدیریت سود و شرکتهای عضو گروه اعتقاد بر این است که شرکتها عضو گروه انعطاف پذیری بیشتری برای مدیریت سود و انتقال سود ، در مقایسه با شرکت های مستقل دارند(بتی و هریس2001). اما شیوه این رفتار هنوز هم تا حد زیادی مستند نشده باقی مانده است.
یکی دیگر از نتایج عضویت در گروه این است که بطور بالقوه برای شرکتهای عضو، تجربه و ابزارهای اختیاری بیشتری در جهت مدیریت سودهای گزارش شده فراهم می آید(بیوسلینگ و دلف2006)
معافیت های مالیاتی، انگیزه های قوی را در راستای اجتناب از مالیات ایجاد می کند، به طوریکه؛ شرکتهایی که مشمول مالیات هستند می توانند وارد رابطه اقتصادی با یک شرکت معاف از مالیات شده و با انتقال سود وراههای مختلف دیگر از پرداخت مالیات اجتناب کنند.
شرکتهای عضو گروه تجاری به دلیل دسترسی به بازار سرمایه داخلی ، به طور بالقوه کمتر نگران سود آوری گزارش شده جداگانه خودشان در رابطه با موضوع قراردادهای مالی هستند و انعطاف پذیری خودشان را در مدیریت سود برای کاهش مالیات ، گسترش می دهند.و نیز عضویت در گروه تجاری برای شرکتهای عضو انعطاف پذیری فوق العاده ای در مقایسه با شرکتها مستقل به وجود می آورد. چون آنها بطور هماهنگ می توانند از طریق انتقال سود از اعضای سودآور گروه به اعضای زیانده گروه ، برای کاهش بار مالیاتی اقدام کنند(گرملیچ و همکاران2004).در مقابل شرکتهای مستقل فاقد انعطاف پذیری هستند و باید برای اهداف حداقل سازی مالیات مکانیزم های دیگری را انتخاب کنند.
بطور خلاصه شرکتهای عضو گروه تجاری انگیزه بیشتری برای انتقال سود،برای اهداف مالیاتی دارند و برای انتقال سود از طریق معاملات درون گروهی با کنترل قیمت گذاری انتقالی ، دارای انعطاف پذیری هستند.
اگرچه رابطه بین سودآوری قبل از مالیات شرکتها و میانگین نرخ موثر مالیاتی هنوز به عنوان یک معضل باقی مانده است. اما بر طبق تحقیقات ویلکی و لیمبرگ(1993)( Wilkie & Limberg) و گوبتا و نوبری (1997)( Gupta & Newberry )انتظار بر این است که رابطه بار مالیاتی و سودآوری قبل از مالیات مثبت باشد . انعطاف پذیری گروههای تجاری در زمینه مدیریت سود در سطح شرکت و انتقال سود از شرکت های مشمول مالیات به شرکتهای معاف از مالیات، این انتظار را به وجود می آورد که رابطه بین سود قبل از مالیات و نرخ موثر مالیاتی شرکتهای عضو گروه تجاری ، در مقایسه با شرکتهای مستقل دارای همبستگی مثبت ضعیف تری باشد(بیوسلینگ و دلف 2006).براساس تحقیقات انجام شده انتظار می رود که شرکت های عضو گروه از انعطاف پذیریشان برای اجتناب از پرداخت مالیات استفاده می کنند. به عبارت دیگر نرخ موثر مالیاتی شرکتهای عضو گروه نسبت به شرکتهای مستقل پایین تر است.همچنین انتظار میرود که عضویت در گروه تجاری سبب شود که ارتباط نرخ موثر مالیاتی و سود قبل از مالیات در شرکت های گروه نسبت به شرکتهای مستقل ، همبستگی ضعیف تری داشته باشد.
در بعضی از کشورها مانند ایالات متحده آمریکا،وضع مالیات برای گروه تجاری بصورت کلی انجام می شود. به این صورت که سودهای بعضی از اعضای گروه به طور خودکار با زیان دیگر اعضای گروه جبران می شود و مالیات برای آنها بصورت کلی تعیین می شود. اما برای بعضی از کشورها همانند ایران ،مالیات بصورت جداگانه برای شرکتهای عضو گروه محاسبه می شود. وقتی که مالیات در سطح گروه به صورت کلی تعیین شود، دیگر لازم نیست که شرکتهای عضو گروه ، سود خود را برای کاهش مالیات به دیگر اعضای گروه انتقال دهند(بیوسلینگ و دلف2006).
در این راستا با مد نظر قرار دادن مطالب فوق و الهام از ادبیات تحقیق و مبانی نظری موجود یک فرضیه تدوین و با استفاده از داده های جمع آوری شده از نمونه تحقیق که شامل 46 شرکت در دوره زمانی 1391-1387 می باشد مورد آزمون واقع شدند. در ادامه خلاصه نتیجه حاصل از آزمون فرضیه پژوهش بیان می شود.
هدف از این تحقیق کاربردی اثبات وجود تفاوت بین مالیات بر درآمد شخصیت اقتصادی و مالیات بر درآمد شخصیت های قانونی مجزای گروه شرکتها می باشد ، و در ادامه تجزیه و تحلیل علل اختلاف و ارائه پیشنهاداتی به سازمان امور مالیاتی کشور برای اتخاذ سیاست مالیاتی مناسب که دارای بیشترین کارایی بوده و مانع ازاستفاده گروههای تجاری از ابزارهای مختلف جهت مدیریت سود ، فرار و اجتناب مالیاتی می شود .چرا که شاهد افزایش روز افزون شرکتهای فرعی و وابسته در کشور هستیم و می توان با اتخاذ سیاستهای درست و قانونی شاهد افزایش میزان درآمد مالیاتی کشور بود که سهم عظیمی از درآمد دولت را به خود اختصاص میدهد، و افزایش این درآمد نیز دارای پیامدهای اجتماعی مثبت بوده و نهایتا باعث افزایش رفاه اجتماعی می شود.

3-5)روش تجزیه و تحلیل و آزمون آماری
در این تحقیق برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف-اسمیرنف و برای آزمون فرضیه در صورت نرمال بودن از آمار پارامتریک و آزمون t مقایسه میانگین دو گروه مستقل(آزمون مقایسه زوجها)استفاده خواهد شد، که در ادامه به تشریح آنها پرداخته می شود. لازم به ذکر است در این مطالعه برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS بهره گرفته شده و تصمیم گیری برای رد یا پذیرش داده ها در سطح اطمینان 95 درصد صورت خواهد گرفت.
3-5-1)آزمون کولموگروف-اسمیرنف
برای بررسی نرمال بودن متغییرها و توزیع های آماری منتخب از آزمون کولموگروف-اسمیرنف استفاده شده است.آماره این آزمون بصورت زیر می باشد:
D=
در این رابطه F(Yi)توزیع تجمعی نظری تابع مورد آزمون است که باید پیوسته و کاملا معین باشد.اگر مقدار احتمالی مربوط به این آزمون بزرگتر از 05/0 باشد، با اطمینان 95/0می توان نرمال بودن توزیع متغییرها و باقیمانده ها را مورد تایید قرار داد.
3-5-2)آزمون مقایسه زوجها
بسیار اتفاق می افتد که تفاوت واقعی بین دو جامعه نسبت به دو متغییر مورد نظر وجود ندارد،ولی وجود منابع خارجی پراکندگی ممکن است سبب رد فرضیه بشود.از طرف دیگر،ممکن است تفاوتهای واقعی با وجود عوامل خارجی پوشیده گردد.هدف از آزمون مقایسه زوجها این است که با تشکیل زوجهای شبیه به هم نسبت به متغییر مورد نظر حداکثر تعداد منابع خارجی پراکندگی را تا آنجا که امکان دارد از بین برد. در این گونه موارد به جای آنکه تجزیه و تحلیل را به کمک مشاهدات فردی انجام دهیم،تفاوت بین زوج مشاهدات فردی را به عنوان متغییر بررسی می کنیم.(عادل آذر،آمار و کاربرد آن در مدیریت ،1385،ص 119)
هدف از این تحقیق کاربردی اثبات وجود تفاوت بین مالیات بر درآمد شخصیت اقتصادی و مالیات بر درآمد شخصیت های قانونی مجزای گروه شرکتها می باشد ، و در ادامه تجزیه و تحلیل علل اختلاف و ارائه پیشنهاداتی به سازمان امور مالیاتی کشور برای اتخاذ سیاست مالیاتی مناسب که دارای بیشترین کارایی بوده و مانع ازاستفاده گروههای تجاری از ابزارهای مختلف جهت مدیریت سود ، فرار و اجتناب مالیاتی می شود .چرا که شاهد افزایش روز افزون شرکتهای فرعی و وابسته در کشور هستیم و می توان با اتخاذ سیاستهای درست و قانونی شاهد افزایش میزان درآمد مالیاتی کشور بود که سهم عظیمی از درآمد دولت را به خود اختصاص میدهد، و افزایش این درآمد نیز دارای پیامدهای اجتماعی مثبت بوده و نهایتا باعث افزایش رفاه اجتماعی می شود.

1-8 حدود مطالعاتی
قلمرو تحقیق، چارچوبی را فراهم مینماید تا مطالعات و آزمون محقق در طی آن قلمرو خاص انجام پذیرد و دارای اعتبار بیشتر باشد.
1-8-1 قلمرو مکانی تحقیق
این پژوهش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (بازار سرمایه ایران) را مورد بررسی قرار میدهد.
1-8-2 قلمرو زمانی تحقیق
دوره زمانی این پژوهش،5 ساله و از ابتدای سال87 تا انتهای سال 91 است.
1-8-3 قلمرو موضوعی تحقیق
این پژوهش، عدم اطمینان اطلاعاتی و کاهش خطر سقوط قیمت سهام، در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد کنکاش قرار میدهد.
1-9 استفاده کنندگان تحقیق
1-9-1 استفاده کنندگان مستقیم
1-6-1 اهداف علمی
ارزش و اعتبار قوانین هر علم و تحقیقی به روش شناختی که در آن به کار میرود بستگی دارد و هدف علمی این تحقیق، ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق میباشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمومی مورد نیاز استفاده کنندگان موثر باشد و همچنین زمینه ساز بستر مناسبی برای تحقیقات آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی باشد.پ
1-6-2 اهداف کاربردی
تحقیقات کاربردی، تحقیقاتی هستند که نظریهها، قانونمندیها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین میشوند را برای حل مسائل جاری و واقعی به کار میگیرند، این نوع تحقیقات بیشتر به مؤثرترین اقدام تأکید دارند و علتها را کمتر مورد توجه قرار میدهند. که به صورت زیر می باشند:
هدف اصلی :
ارزیابی رابطه بین عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام
اهداف فرعی :

حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که هدف از آن تأمین نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان در راستای تصمیم گیریهای اقتصادی میباشد. استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری طیف وسیعی از جامعه را تشکیل میدهند. هر یک از گروه استفادهکنندگان، نیازهای اطلاعاتی خاصی دارند (نوروش و آژیری، 1378، 89).
همان گونه که در بالا اشاره شد اطلاعات حسابداری یکی از منابع مهم اطلاعاتی برای تصمیم گیریهای اقتصادی میباشد. در تصمیمگیریهای اقتصادی، اطلاعات حسابداری میتواند با اطلاعاتی که خارج از سیستم حسابداری تهیه میشود، مورد استفاده قرار گیرد (بدری، 1372، 164).
در شرایط نبود شفافیت کامل در گزارشگری مالی (اقدام به مدیریت سود) مدیران انگیزه دارند برای حفظ شغل خود، بخشی از زیانها را پنهان کنند. این فرایند؛ یعنی افشا نکردن زیانهای واقعی تا زمان حضور مدیر در شرکت ادامه مییابد. پس از ترک شرکت توسط مدیر، حجم عظیمی از زیانهای افشا نشده وارد بازار شده، به سقوط قیمت سهام منجر میشود. علاوه بر این، در یک محیط گزارشگری غیر شفاف، سرمایهگذاران قادر به شناسایی و کشف پروژه های زیان ده شرکت نیستند. ناتوانی سرمایه گذاران در تمایز بین پروژه های سود ده و زیان ده در مراحل اولیه آنها باعث میشود که پروژه های زیان ده ادامه یابد و با گذر زمان زیان دهی آنها افزایش یابد. بازده منفی این نوع پروژهها در طول زمان در داخل شرکت انباشت میشود و هنگامی که اطلاعات مربوط به آنها افشا میشود، قیمت سهام به شدت کاهش پیدا خواهد کرد. از این رو مدیران و سرمایه گذاران با نوعی عدم اطمینان نسبت به اطلاعات حسابداری رو به رو هستند که این عدم اطمینان میتواند تأثیراتی بر روی تصمیمات استفاده کنندگان و در نتیجه قیمت سهام داشته باشد (هوتن و مارکوس[1]، 2009، 73).
در این فصل ابتدا به تعریف مفاهیم مختلف عدم اطمینان اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی، سقوط قیمت سهام پرداخته و در انتهای فصل به تحقیقات گذشته داخلی و خارجی و نتایج آن اشاره میگردد.
[1]– Hutton & Marcus
1-6-1 اهداف علمی
ارزش و اعتبار قوانین هر علم و تحقیقی به روش شناختی که در آن به کار میرود بستگی دارد و هدف علمی این تحقیق، ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه تحقیق میباشد تا این تحقیق بتواند در بالا بردن سطح دانش عمومی مورد نیاز استفاده کنندگان موثر باشد و همچنین زمینه ساز بستر مناسبی برای تحقیقات آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی باشد.پ
1-6-2 اهداف کاربردی
تحقیقات کاربردی، تحقیقاتی هستند که نظریهها، قانونمندیها، اصول و فنونی که در تحقیقات پایه تدوین میشوند را برای حل مسائل جاری و واقعی به کار میگیرند، این نوع تحقیقات بیشتر به مؤثرترین اقدام تأکید دارند و علتها را کمتر مورد توجه قرار میدهند. که به صورت زیر می باشند:
هدف اصلی :
ارزیابی رابطه بین عدم اطمینان اطلاعاتی و خطر سقوط سهام
اهداف فرعی :
