در بالا استدلال کردهایم که مدیریت سود و هموارسازی سود مالیاتی دلالت
بر این دارد که تفاوت سود مالیاتی با سود حسابداری در مورد رشد سودهای آتی
حاوی اطلاعات سودمند است. با این حال، امکان دارد تفاوت سود مالیاتی با
سود حسابداری، حتّی در غیاب مدیریت سود و مدیریت مالیات، رشد سود های
حسابداری را پیش بینی کند. در بسیاری از موارد، درآمدهایی در اظهارنامهی
مالیاتی شناسایی میشوند که هنوز تحقق نیافتند (مانند پیش دریافت فروش) و
هزینه هایی از درآمد مشمول مالیات کسر میگردند که هنوز تحمل نشدند (از
قبیل ذخایر تجدید ساختار). از اینرو، تفاوت بیشتر، درآمد های فروش آتی
بیشتر یا هزینه های آتی کمتر و بالنتیجه، رشد بیشتر سودهای حسابداری آتی را
پیش بینی خواهد کرد. علاوه براین، شرکت های رشد، اغلب اقلام سرمایه در
گردش منفی بیشتری را، که برای مقاصد مالیاتی بر مبنای نقدی شناسایی میشوند
(نظیر ذخیرهی تضمین محصولات فروش رفته، ذخیرهی مطالبات مشکوک الوصول)
تجربه میکنند. این اقلام تعهدی سود های حسابداری جاری را کاهش میدهند اما
سود مالیاتی را خیر و از اینرو تفاوت افزایش
مییابد و جایگزینی برای سود های حسابداری آتی شرکت های رشد، میشود.
به طور خلاصه، تفاوت ها با رشد سود های حسابداری آتی به دلایل گوناگون نظیر انعکاس مدیریت سود بی دوام، هموارسازی سود مالیاتی، و ماهیت تفاوت بین حسابداری و مالیات، رابطه دارد. با این حال، چنانچه معیار تفاوت در برابر مدیریت مالیات متهورانه توانایی خویش برای انعکاس سوددهی آتی شرکت را از دست بدهد توجه به اندازه و تداوم تفاوت های رو به رشد میتواند به عنوان یک علامت قرمز در تصمیم گیری سرمایه گذاران عمل کند. با توجه با استدلال های بالا انتظار بر این است که رابطه معناداری بین تفاوت های سود حسابداری و مالیاتی با پایداری و محتوای اطلاعاتی سود مشاهده شود.
1-3) اهداف تحقیق
اهداف تحقیق را میتوان در قالب چند هدف اصلی و فرعی عنوان کرد. عمده ترین هدف این تحقیق یافتن پاسخی برای سودمند بودن تفاوت ها از لحاظ انعکاس کیفیت سود است و مربوط بودن به مدلهای تصمیم گیری سرمایه گذاران است. از دیگر اهداف این تحقیق یافتن شواهدی دال بر اهمیت داشتن مبحث حسابداری مالیات سود است. همانگونه که در بخش بعدی توضیح داده میشود، استانداری با این عنوان و با این موضوع در کشور ما وجود ندارد.ارائه شواهدی حاکی از مربوط بودن تفاوت ها میتواند سیگنال هایی دال بر لزوم بازنگری در دلایل توجیهی عدم ضرورت چنین استانداری برای کشور باشد. .همچنین یکی دیگر از اهداف فرعی این تحقیق میتواند ارائه یک معیار برای محک زدن میزان واقع گرایی موجود در سود های گزارش شده شرکت ها باشد. بدلیل عدم وجود معیار منحصر به فرد همواره از معیار های گونگون برای این مهم استفاده شده است. یافتن شواهدی دال بر رابطه داشتن تفاوت ها با رشد سود شرکت ها میتواند معیار دیگری در کنار سایر معیار ها ارزیابی سود شرکت های فراهم آورد.