2-10) مفاهیم سود در حسابداری
سود یکی از اقلام مهم و اصلی صورتهای مالی است که در نوشتههای مختلف کاربردهای مختلف دارد؛ وهمیشه در تعریف آن بین الگوهای مختلف هیچگاه توافقی نبوده است. برای تعریف مفهوم”سود حسابداری” به دو مفهوم سود اقتصادی متکی بر مشاهدات دنیای واقعی میتوان اشاره نمود. این دو مفهوماقتصادیعبارتنداز: تغییر در رفاه و حداکثر نمودن منافع تحت شرایط مشخص ساختاربازار،تقاضا برای محصول وقیمت تمام شده عوامل وارده.
این مفاهیم را هیأت تدوین استانداردهای حسابداری مالی در بیانه اش با این عبارات به رسمیت شناخته است که:
سود جامع عبارت است ازتغییر در حقوق صاحبان سهام یا خالص دارائیهای یک واحد تجاری طی دوره میباشد و میزان موفقیت یا شکست عملیات یک فعالیت تجاری را تفاضل وجوه برگشتی با وجوه سرمایهگذاری شده نشان میدهد.(بیانه شماره1،هیات استانداردهای حسابداری مالی) در واقع با این عبارات است که قدم در سطح تفسیری سود میگذاریم. در این سطح، سود بهره مندی حاصل از بکارگیری سرمایه است ولی باید توجه داشت یک موسسه تجاری فقط برای هدف بهره مندی پا بر جا نیست. هدف واحد تجاری تامین جریان ثروت بنفع صاحبان آن است و در واقع باید گفت سود به مثابه جریانی ازاین ثروت است مازاد برآنچه که برای حفظ یک سرمایه پایدار وبا ثبات ضرورت دارد.
آدام اسمیت در میان اقتصاددانان نخستین کسی بود که سود را به مثابه مبلغی که میتواند بدون وارد کردن آسیبی بر سرمایه ثابت و در گردش، مصرف شود تعریف کرده است. این تعریف با اظهارات هیکس [1]تکمیل گردیده، و اظهار میدارد: ” سودمبلغی است که شخص میتواند در طی یک دوره معین خرج و در پایان دوره وضعیت او به همان شکل باقی بماند. “مک نیل[2](1939) دربخشی پیرامون سود واقعی مینویسد:
در حسابداری یک تعریف درست از سود وجود دارد وآن این است که سود افزایش در ثروت خالص و زیان، کاهش در ثروت خالص است. این تعریف اگرچه، تعریف یک اقتصاددان میباشد اما مختصر، مفید، عینی و به صورت ریاضی هم قابل ارائه میباشد و باید گفت این یک ایده آل دست نیافتنی نیست. اصولا در مورد محاسبه بهتر و دقیق تر سود چهار مکتب اندیشه وجود دارد:
مکتب کلاسیکها که ویژگی آن رعایت فرض واحد اندازه گیری به عنوان یک فرض بدیهی و رعایت اصل بهای تاریخی است و سود حسابداری را سود شرکت تعریف می کند.
مکتب نئوکلاسیک ها که ویژگی ان رعایت نکردن فرض واحد اندازه گیری به عنوان یک فرض بدیهی است و در روش مزبور به تغییر در سطح عمومی قیمت توجه و اصل بهای تاریخی رعایت میشود.این مکتب سود شرکت را، سود حسابداری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت میداند.
مکتب افراطی، از ویژگی آن این است که ارزش جاری را مبنای محاسبه و تعیین ارزش قرار میدهد.این مکتب به دو شکل وجود دارد. در یک شکل صورتهای مالی مبتنی بر ارزش جاری را با توجه به تغییر در سطح عمومی قیمت تعدیل نمیکند. از دیدگاه این مکتب سود شرکت همان سود بر مبنای ارزش جاری است. در شکل دوم از مکتب افراطی صورتهای مالی مبتنی بر ارزش جاری را با توجه به تغییر در سطح عمومی قیمت تعدیل مینمایند. معمولا روش مزبور را حسابداری ارزش جاری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت می نامند، از دیدگاه این مکتب سود شرکت را برابر با سود جاری تعدیل شده. علاوه بر این، معمولا سود به عنوان مبنایی برای محاسبه مالیات، عاملی برای تدوین سیاست و پرداخت سود تقسیمی، راهنمایی برای سرمایه گذاری و تصمیمگیری و عاملی برای پیش بینی به تصور در میآید.
نخست، سود مبنایی برای محاسبه مالیات و توزیع مجدد ثروت بین افراد است. این نوع سود را سود مشمول مالیات مینامند.
دوم، سود به عنوان راهنمایی مورد تصور است که براساس آن سیاستهای مربوط به سود تقسیمی و نگهداری سود تدوین میشود. سود را به عنوان شاخصی از بیشترین مبلغی میدانند که میتواند به صورت تقسیمی، توزیع یا در شرکت دوباره سرمایه گذاری و یا برای برای گسترش دادن شرکت در سازمان نگهداری شود.
سوم، سود را از این دیدگاه مورد توجه قرار دادند که نوعی راهنمایی برای سرمایه گذاری و تصمیمگیری میباشد.
چهارم، سود را به عنوان یک ابزار یا وسیله پیش بینی کننده به تصور در می آورند که افراد را در امر پیش بینی سودها و رویدادهای اقتصادی آینده یاری میدهد.
راه پنجم این است که سود را به عنوان معیاری از مباشرت مدیریت بر منابع شرکت و کارایی مدیریت در به انجام رساندن امور شرکت به تصور درآورد( بلکویی،1391،ص523).
[1].Hicks
[2].McNeil
1-5) اهداف تحقیق
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین کیفیت حسابرسی و ضریب واکنش سود میباشد.
به صورت جزیی و به عنوان هدف فرعی اول بررسی مفهوم و اندازهگیری کیفیت حسابرسی مورد توجه قرار میگیرد.
در مرحله بعد و به عنوان هدف فرعی دوم، بررسی مفهوم و اندازهگیری ضریب واکنش سود براساس مدل های موجود مورد توجه خواهد بود.